تبلیغات
ســربـــــاز جــــان بـــر کــف ولایــــت - سخنان مهم آیت الله وحید در آستانه ماه محرم
ســربـــــاز جــــان بـــر کــف ولایــــت
آنهایی که تن به هر ذلتی می دهند تا زنده بمانند و زنده بمیرند، مرده های خاموش و پلید تاریخند.

لینک دوستان

آرشیو موضوعی

آرشیو

لینکهای مهم

صفحات جانبی

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
  • Google PageRank Checker

سخنان مهم آیت الله وحید در آستانه ماه محرم

سخنان مهم آیت الله وحید در آستانه ماه محرم


به گزارش خبرگزاری اهل‏بیت(ع) ـ ابنا حضرت آیت‌الله العظمی حسین وحید خراسانی، از مراجع تقلید، در آستانه ماه محرم بیانات سخنان مهمی ایراد کردند. آنچه در پی می‏آید بخش‏هایی از این بینات است:

ــ در این ایام، سه مهم پیش رو داریم: اول، نسبت به خودمان، دوم نسبت به مردم و سوم، نسبت به صاحب این ایام. هرسه، بحثش مفصل است، اما اجمال مطلب این است كه فرصتی برای شما پیش آمده و این فرصت برق‌آسا می‌گذرد و حسرت كبرایش برای فرد فرد ما می‌ماند. در حالیكه هریك از شما می‌توانید امر هدایت نفوس را متصدی بشوید.


جهت مطالعه متن کامل این بیانات مهم به ادامه مطلب مراجعه نمایید. . .

ــ اول، نسبت به خودمان: این حدیث را خوب بفهمید که: «اشراف امتی حمله القرآن و اصحاب اللیل ـ بهترین امت من، حاملان قرآن و شب‏زنده‏داران هستند». اولاً امت او چه امتی است؟ «وَ كَذلِكَ جَعَلْناكُمْ أُمَّةً وَسَطاً لِتَكُونُوا شُهَداءَ عَلَى النَّاسِ.» این ارزش امت اوست. شهدا بر عموم بشر امت اویند. حال باید دید اشراف این امت كیان‌اند؟ آن هم اشرافی كه حضرت خاتم(ص) سكه شرف به سینه آنها نصب كند. «اشراف امتی حملةالقرآن و اصحاب‌اللیل».

ــ از امروز شروع كنید بدون استثنا، هیچ شب و روزی بر شما نگذرد، مگر با این عمل. اما روز، حملةالقران؛ «فاقروا ماتیسر من القرآن.» آن اندازه كه میسر است قرآن بخوانید، ولی راه باید طوری رفت كه سریع به مقصد رسید. تمام دقائق كمال در روایات متشتت است. باید اینها را جمع كرد. این جا این جمله را فرموده و جای دیگر باز فرموده چطور حامل قرآن شو. «قرآن بخوانید، اما آن قرآن را هدیه كنید به صاحب عصر ولی زمان (عج)». عمل را از خود منقطع و به او متصل كنید. چه می‌كند این فرموده؟ بحث فنی عظیمی دارد. خود انقطاع عمل از نفس و ربط عمل به مبدأ فیض وجود. حكم اكسیری پیدا می‌كند كه فلز را منقلب می‌كند.

ــ اما كلمه دوم، به اصحاب اللیل مربوط است. به هر وضعی كه هست، آخر شب بیدار شوید و روی این مطالب فكر كنید. بالاترین مقام چه مقامی است؟ مقامی كه خدا برای شخص اول عالم معین كرده است. دیگر از نظر عقل و نقل غیر از این غیرمعقول است. چنین مقامی را خدا به همچو كسی وعده داد، اما به یك خصوصیت فرمود: «وَ مِنَ اللَّیْلِ فَتَهَجَّدْ بِهِ نافِلَةً لَكَ عَسى‏ أَنْ یَبْعَثَكَ رَبُّكَ مَقاماً مَحْمُوداً» از این جا باید فهمید چطور عمر ما گذشت و راه را طی نكردیم. به این شرف نرسیدیم.

ــ اشراف امتی حملةالقرآن و اصحاب اللیل. اگر این طور شدیم، نفس ما به مبدأ نور وصل می‌شود. از آن جا مدد می‌شود. آن وقت است كه بشر خواهد فهمید اثر تربیت این دین چیست؟ این كاری است كه باید با خودمان كنیم.

ــ دوم، نسبت به مردم: اما كاری كه با مردم است اینكه این فرصت‌ها از دست نرود. سعی كنید در این دهه كه بهار حیات دل‌هاست به هر قیمتی كه هست این دو كار را انجام دهید؛ چرا كه بالاتر از این دو پیش خدا هیچ عملی نیست: یك گمراه از خدا را به خدا برگردانید؛ عبد آبق از این مولا را برگردانید به عبودیت او ؛ و یك كسی كه امام زمانش را گم كرده با ولی عصر (عج) آشنایش كنید.

ــ مجالستان را منحصراً در این دو كلمه صرف كنید. ارزش این دو مقوله به حدی است كه نباید وقت را ببازید و از دست بدهید. اول، آن قرآن و شب‌زنده‌داری را عملی كنید. بعد متصدی هدایت مردم شوید. آن وقت، اثرش این است اگر یك گنهكار را از گناه توبه دهید و بیگانه از امام زمان (عج) را با او آشنا كنید. اجرش، ثواب صد سال است كه همه روزها را روزه بگیرید و شب‌ها تا به صبح عبادت كنید. «اغتنموا الفرص ـ فرصت‌ها را از دست ندهید».

ــ سوم، نسبت به صاحب این ایام: باید وظیفه‌مان را نسبت به صاحب این ایام بدانیم و بفهمیم كه چه خونی ریخته شده است؟ هیچ دانستیم كه چه كسی كشته شد؟ «شیخ طوسی»، «شیخ صدوق» و «ابن قولویه» این روایت را نقل كرده‌اند. مختصری از این روایت بس است. این نص حدیث صحیحی است كه مثل «شیخ انصاری» در موارد احتیاط در نفوس طبق سند این حدیث فتوا می‌دهد. در این حدیث مسأله این است: «اشهد انّ دمك سكن فی‌الخلد ـ شهادت می‌دهم خون تو در خلد مسكن كرده است». كیست كه بفهمد حسین بن علی كیست؟ خلد كجاست؟ در آن ملأ اعلی كه مركز قدیسین عالم است، خون او زینت آن عالم است. كسی كه جسمش آنجاست، روحش كجاست؟ كیست كه بفهمد چه كسی كشته شد؟ چطور كشته شد؟ برای چه كشته شد؟

ــ ما در آن حد نیستیم كه خود او را بشناسیم. باید نگاه كنیم ببینیم آن آخرین مرحله‌ای كه شعاع وجود او تابیده به كجا رسیده، بعد كشف كنیم كه آن آفتاب چیست وكجاست؟ وقتی شعاعش به زائر قبرش می‌خورد، اثرش معلوم می‌شود. فرمود: «پیاده اگر بروی به هر قدمی یك حسنه برایت می‌نویسند و یك سیئه محو می‌كنند. سواره بروی به هرجا كه سُم اسبت برسد به هر قدمی یك حسنه ثبت و یك سیئه محو می‌شود». یعنی از آنجا تصفیه‌ات می‌كنند تا لیاقت پیدا كنی. فرمود: «وقتی رسیدی به در حرم، خدا تو را از رستگاران قرار می‌دهد». خود من هنوز متحیرم چه خبر است. وقتی رسیدی به در حرمش می‌شوی از رستگاران و مفلحین. یعنی چه از مفلحین؟ به قرآن رجوع كنید و ببینید به فلاح رسیدن چه شرایطی دارد؟ بعد بفهمید این دستگاه چه دستگاهی است.

ــ در سوره مؤمنون می‌خوانیم: «قد افلح المومنون الذین هم فی صلاتهم خاشعون.» تا برسد به اینجا كه «والذین هم عن اللغو معرضون.» وقتی به این جا رسید، می‌شود «المفلحون.» این مقام به قدری عظیم است كه «ذلك الكتاب لاریب فیه هدی للمتقین الذین یومنون بالغیب و یقیمون الصلاة و مما رزقناهم ینفقون والذین یومنون بما انزل الیك و ما انزل من قبلك و بالاخرة هم یوقنون اولئك علی هدی من ربهم و اولئك هم المفلحون.» این چه اكسیری است كه این طور منقلب می‌كند؟ آهنی را به طلای احمر مبدل می‌كند كه در راه قبر او قدم زده است.

ــ فرمود: «وقتی از مناسكت فارغ شدی خدا تو را از فائزین می‌نویسد». اینجا حج خود خداست. حج قصد است و مقصد در آنجا عبارت است از كعبه، اما مقصد در این زیارت، خود خداست؛ چون به نص صحیح: «من زار الحسین بكربلا كان كمن زارالله فی عرشه». پس از حج خدا كه فارغ شدی، فرمود: «وقتی فرغت من مناسكك، خدا می‌نویسد تو را از فائزین». دیگر از مقام مفلحین از در قبر او، متقلب می‌شود به مقام فائزین به بالا سر او. متن كلام خدا را باید دید تا حدیث را فهمید: «الذین آمنوا و‌هاجروا و جاهدوا فی سبیل‌الله باموالهم و انفسهم اعظم درجه عندالله والئك هم الفائزون». مقام فائزون این مقام است: «یبشرهم ربهم برحمة منه و رضوان و جنات لهم فیها نعیم مقیم خالدین فیها ابدا ان الله عنده اجر عظیم.»

ــ این مرحله كه مرحله كمال سعادت بشری است، در گرو بالاسر قبر حسین بن علی (ع) است. كسی كه این طور زیارت قبرش او را منقلب می‌كند، آیا روز قیامت وقتی مادرش با آن پهلوی شكسته با آن بازوی ورم كرده، آن پیراهنی كه به همچو خونی آغشته بر سر بیندازد، چه خواهد شد و چه خواهد كرد؟

ــ این است كه مملكت باید یكپارچه «یا حسین» بشود. باید سراسر این مملكت شیون و صیحه در عزای یك همچو كسی باشد ... واقعه، واقعه‌ای است كه نص صحیح این است: «جمیع‌الخلائق بكت السموات السبع.» هفت آسمان بر او گریه كرد. «بكت‌السموات السبع والارضون السبع و ما فیهن و ما بینهن و ما یری و ما لایری.» مردم باید بیدار شوند. ابن حجر هیثمی كتابی در رد شیعه نوشته و در این كتاب تصریح كرده كه تمام رجال عامه ـ آنها كه اهل حدیث و نظرند ـ ضبط كردند كه وقتی سر او بالای نیزه رفت، در تمام كره زمین هرجا سنگ از روی زمین برداشتند، خون جوشید. وظیفه مردم در ایام عاشورا چیست؟ ... اگر دستتان از دامن او كوتاه شد، خسرالدنیا و الاخره‌اید.

ــ این دین، این توحید و این قرآن فقط زنده به خون اوست. اوست كه با این قدم و با این عمل، كاری كرد كه تا روز قیامت این دین آسیب نبیند. او پرده از چهره قرآن برداشت و ایمان و دین خدا را او زنده كرد. چرا یكصد و بیست و چهار هزار پیامبر مثل پروانه دور قبرش می‌گردند؛ چون اگر عاشورای او نبود، آنچه انبیا و مرسلین آورده بودند به باد فنا رفته بود.

درباره وبلاگ

انسان در برابر انواع جبرهای هستی برانداز و ویرانگر، در نبرد جاوید شکوه و عظمت می یابد و در صلح تحمیلی ننگین و سکون مرگبار و آرامش عفونت انگیز از میان می رود.
مدیر وبلاگ : نادر

آخرین پست ها

جستجو

نظرسنجی

  • شما چه نمره ای را به این وبلاگ میدهید؟






نویسندگان