تبلیغات
ســربـــــاز جــــان بـــر کــف ولایــــت - می فهمم چه زجری می کشید! می فهمم!
ســربـــــاز جــــان بـــر کــف ولایــــت
آنهایی که تن به هر ذلتی می دهند تا زنده بمانند و زنده بمیرند، مرده های خاموش و پلید تاریخند.

لینک دوستان

آرشیو موضوعی

آرشیو

لینکهای مهم

صفحات جانبی

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
  • Google PageRank Checker

می فهمم چه زجری می کشید! می فهمم!

می فهمم چه زجری می کشید! می فهمم!


تجمع تعدادی از سبزها در اعتراض به به اصطلاح توهین صداوسیما به امام خمینی
تجمع تعدادی از سبزها در اعتراض به توهین صداوسیما! به امام خمینی در دانشگاه تهران

تا حدود یکسال پیش، در سلف دانشکده، در گفتگوهای قبل از آمدن استادها به کلاس، در گپ و گفت های وقت استراحت بین کلاسها،‌ در پایان کلاسها و هنگام خروج از دانشگاه، گاهی وقتها در صحبتهایمان (ما دانشجوها) گریزی هم به سیاست می خورد. خوب به یاد دارم اگر صحبتی از امام خمینی می شد، امثال شما، در مورد او چگونه سخن می گفتید. سال گذشته در همین ایام، در زمان استراحت بین دو کلاس با یکی از شما در مورد تاریخ انقلاب بحث می کردم که از کوره در رفت و بحث را با فحش مستهجنی به امام خمینی پایان برد. حالا این روزها، همو با اعتماد به نفسی مثالی، دم از امام خمینی می زند، تا فرزند او خامنه ای، مثله شود.
می دانم چقدر برایتان سخت است که این روزها مجبورید پس از سالها زندگی همراه با بغض امام، عکس او را در دست بگیرید و عزادار توهین به او باشید. شمایی که هیچ وقت حاضر نبودید، پیشوند «امام» را همراه نام خمینی کنید. شمایی که از رقاص بازیِ معدودی مسافر در جاده های شمال، در تعطیلی سالگرد رحلت امام، با ذوق و شوق یاد می کردید. شمایی که میدان «امام خمینی»، همیشه برایتان میدان «توپخانه» بود. شمایی که دانشجوی حزب اللهی از ترس تمسخرتان، می ترسید عکس امام خمینی را داخل کلاسورش نصب کند. شمایی که برایتان عجیب و مسخره بود که مردم پس از شنیدن نام خمینی، صلوات می فرستند. شمایی که خودتان و پدرانتان در خانه هایتان، هر وقت تلویزیون خمینی را نشان می دهد، با فحشی زیر لب، کانال تلویزیون را عوض می کنید. شمایی که جمله «اقتصاد مال خر است» خمینی را بدون در نظر گرفتن زمینه ای که این جمله در آن بیان شده است، بارها توی سر بچه حزب اللهی ها می کوبیدید. شمایی که ادای لهجه خمینی را در آوردن، سوژه خنده هایتان بود. شمایی که ابلهانه، سخنرانی ۱۲ بهمن ۱۳۵۷ امام خمینی در بهشت زهرا را به عنوان سند فریبکاری او به رخ ما می کشیدید. شمایی که پس از گذشت بیست سال از رحلت خمینی، یکبار پا به مرقد او نگذاشته اید و اصلا نمی دانید که فضای حرم او چه شکلی است. شمایی که ...
می دانم، می دانم. تو را می فهمم. دوست من! خیلی سخت است که یک عمر با کینه خمینی زندگی کرده باشی و حالا مجبور باشی عکس او را بالا ببری! می دانم در دلت از خودت شرمساری که مجبوری چنین نقش سختی را بازی کنی و وقتی عکس خمینی را بالا گرفته ای، خاطره هایت از رابطه معنوی سابقت با او آزارت می دهد. و اگر بیشتر آزار نمی بینی به تو می گویم، بخواهی یا نخواهی، این نشانه قدرت و فراگیری گفتمان ماست که بعد از سالها، تازه به جایی رسیده ای که مجبوری عکس خمینی را در دست بگیری.



درباره وبلاگ

انسان در برابر انواع جبرهای هستی برانداز و ویرانگر، در نبرد جاوید شکوه و عظمت می یابد و در صلح تحمیلی ننگین و سکون مرگبار و آرامش عفونت انگیز از میان می رود.
مدیر وبلاگ : نادر

آخرین پست ها

جستجو

نظرسنجی

  • شما چه نمره ای را به این وبلاگ میدهید؟






نویسندگان